از عشق فراتر

مادر که همیشه مهرپرور باشد

مهری است که از عشق فراتر باشد

این‌گونه که می‌پرستمش بیش از پیش

هر روز سزاست روز مادر باشد.

 

  :: یکی از اعزه یاران که خواسته است نامش فاش نشود، در کامنتی افشارگرانه گوید: «‌شما و دوستانتون که در مورد خشتک شلوار اون همه قصیده و رباعی میگید، خوب بود در مورد کشتی آزادی و خونهای ریخته شده روی عرشه آن دو کلمه حرف میزدید که بدونیم وجدانتون نم نکشیده!». در پاسخ به ندای حق طلبانه ایشان، این رباعی قلمی را قلمی فرمودیم:

در پاسخ محکم به تک اسراییل

باید بدریم خشتک اسراییل

با این همه، خنجری که یاران بزنند

بدتر باشد ز جفتک اسراییل.

موشی که عاشق بود

موشی که عاشق بود

هر روز می‌آمد ببیند چشمهایت را

ناز و ادایت را

اما تو با جاروب

یا جیغ‌های سرکش مرغوب

او را

تا خانه‌اش دنبال می‌کردی.

::

موشی که عاشق بود

هر روز می‌آمد ترا می‌دید

ـ از گوشه دیوار البته ـ

که گربه چاق حنایی را

همچین بغل می‌کردی و

با او چه جوری حال می‌کردی.

::

موشی که عاشق بود

یک هفته پیدایش نشد هرگز

رفتند یاران خانه‌اش را جستجو کردند

این نامه روی دِسک‌تاپش بود:

یاران خداحافظ!

من می‌روم

تا گربه چاق حنایی را

یک لقمۀ بی دردسر باشم

من می‌روم

تا در وجود گربه چاق حنایی شعله‌ور باشم!

آن گاه

هر وقت معشوقم

این گربه چاق حنایی را بغل فرمود

من نیز از آغوش گرمش بهره‌ور باشم!

 

 

...

توضیح: این ماجرا کاملاً واقعی است و هرگونه شباهت شخصیت‌های آن با افراد و اتفاقات جاری، به هیچ‌وجه تصادفی نیست!