درست لحظه ای که باید

  به جانم می افتد

هرچه می گوید تو برو بامن

تردید که آیا چه خواهد شد

ترس که شاید بگوید نه

بگو

که من از این لحظه آزادم

دل به لب های تو دادم

تو تر کن لب که پر بگیرم

از امشب راه سحر بگیرم